شانزدهمین اتفاق
یکی بود......هنوزهم هست...

چهارشنبه ۱۷/مهر /۹۲مهمان نگاهتان بودیم...
ابتدای جلسه مهمان ترانه ای از مرضیه اینانلو شاعر نوقلم حلقه شدیم .با توجه به اینکه کار سوم ایشان بود مورد توجه قرار گرفت.وحید رازینی غزل جدیدی را خواند که مفصل راجع به کار صحبت شد.تارا محمد صالحی هم دو کار کوتاه خواند وبعداز ایشان بهرام نوری گندم آباد دوستان را به شنیدن چند رباعی تازه دعوت کرد.
محسن زرینی چهارپاره ناتمامی را خواند که قرار شد بعداز ویرایش واتمام کار آن را باز خوانی کند.
آقای مرتضایی هم غزل قدیمی خود را در جمع حلقه باز خوانی کرد که دوستان نکاتی را برای بهتر شدن کار یادآور شدند.احمدرضارجبی درباره ی ترانه سرایی برای دوستانی که علاقه مند به سرایش ترانه بودند مباحثی را ارائه داد .
تعداد شعر خوانی این جلسه به دلیل نقد وبررسی اشعار خوانده شده محدود بود ...

روز یکشنبه ۲۱/مهرماه /شاعران حلقه اتفاق مهمان جلسه "حلقه روشنا" در دانشگاه تهران بودند.
حاج سعید حدادیان و امیری اسفندقه از اساتید این حلقه شعری میزبان شعر شاعران حلقه شدند.در این عصر شعر خانم ها موسوی .فاطمه طالبی .زهرامحمودی . تارا محمد صالحی و آقایان نوری .رازینی . صفدری .محسن زرینی و ستایش احدی به خوانش اشعار خود پرداختند.
وبعداز ایشان نوبت شعر خوانی شاعران تهران رسید که در پایان استاد اسفندقه درباره ی کلیت هر کدام از اشعار صحبت می کردند.
این دومین تور فرهنگی شاعران حلقه اتفاق بود که با حمایت حوزه هنری البرز صورت گرفت..
به امید دیداری دوباره ........
چهارشنبه ۱/آبان /۹۲ چشم به راهتان هستیم..

تو با قطارهای جنوب رفتی
و دنیا را
در ایستگاه جا گذاشتی...
خورشید مادرت بود
که آرام غروب می کرد
و باران پدرت
که تنها فرو میریخت...
و پایانش شرمساری قطارها
که از تو
جز خاطره نیاوردند...
=====================
بریده ام از طنابها و از درختها
دیگر خودم را از میخ آویزان می کنم
مثل کت خاکستری آقا جان
که سالهاست معلق است
و بوی هیچ تنی را نگرفته
تارا محمد صالحی



